دیدار معنوی مثنوی ــ همدم
دیدار معنوی مثنوی

همدم
تو را در گلشن جانم ز اشک و آه پروردم
به زهدان ِ محبت در غمی جانکاه پروردم
شبان ِ هجر را همد م از آغوش ِ تو آوردم
خیالت را به رویای گه و بیگاه پروردم
به هر سو رفته تا بگریزم از دردت،تو را دیدم
چودیوانه در اشک و خندۀ قهقاه پروردم ...
***
من امشب در نگاه ِ خیرۀ مهتاب ،بی تابم
تمنی را به چشم ِ نقره گون ِ ماه پروردم
به مستی عاقبت روزی شوم رسوای مستوران
بگیرد آنچه از بزمت به جولانگاه پروردم
درون ِ خلوتم ــ خاموش ــ غوغای تو را دارم
به دور از چشم ِ غوغایان تو را دلخواه پروردم
چه باکی گر بگویندم که بینش ره نمی بیند
چراغ ِ کوی وصلت را ، دلی همراه پروردم
محمد بینش (م ــ بینش)
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند ۱۴۰۰ ساعت 19:14 توسط محمد بینش (م ــ زیبا روز)
|
این وبلاگ نگاهی به عرفان و تصوف دارد و اغلب به گفتمان در باره افکار و اندیشه های مولانا می پردازد. دیدار معنوی مثنوی یعنی شهود درونی آن . آثار مولانا را می بایست در خلوت عرقریزان روح با