دیدار معنوی مثنوی ــ ره آورد (1)
دیدار معنوی مثنوی
ره آورد (1)*
ای یار مُقامردل پیش آ و دمی کم زن
زخمی که زنی بر ما مردانه و محکم زن
گر تخت نهی ما را بر سینه دریا نه
ور دار زنی ما را بر گنبد اعظم زن
در دیده عالم نه عدلی نو و عقلی نو
وان آهوی یاهو را بر کلب ِ معلَم زن
گر صادق صدیقی در غار سعادت رو
چون مرد مسلمانی بر ملک مسلم زن
جان خواستهای ای جان اینک من و اینک جان
جانی که تو را نبود بر قعر جهنم زن
خواهی که به هر ساعت عیسی نوی زاید
زان گلشن خود بادی بر چادر مریم زن
گر دار فنا خواهی تا دار بقا گردد
آن آتش عمرانی در خرمن ماتم زن
خواهی تو دو عالم را همکاسه و هم یاسه
آن کحل اناالله را در عین دو عالم زن
من بس کنم اما تو ای مطرب روشن دل
از زیر چو سیر آیی بر زمزمه بم زن
تو دشمن غمهایی خاموش نمیشایی
هر لحظه یکی سنگی بر مغز سر غم زن
*بعضی ابیات غزل را حذف کرده ام تا توضیحات، به درازا نکشد .پاره ای از غزلیات دیوان بیان کننده
عصاره اندیشه و زندگی مولانا می باشند .آن ها را با عنوان ره آورد نشان کرده ام . غزلی ست بس
قلندر وار و رندانه مطلع آن تضمینی ست از غزلی سروده حکیم سنایی ، در همین وزن و قافیه .
مولانا روی سخن با حضرت حق دارد . مقامر دل به معنی قمار باز و قمار دوست و کم زدن یعنی در
قمار کم آوردن . معنای خاموش شدن و سکوت هم می دهد . معمولا در بازی تخت نرد حریفان برای
یکدیگر به اصطلاح کرکری می خوانند . وی در غزلی دیگر در همین معنی سروده است :
خورشید افتد در کمی، از نور ِ جانِ آدمی
کم پرس از نا محرمان، انجا که محرم کم زند
در بیت بعد مولانا میزان پایداری عاشق را نشان می دهد کهاز حد تحمل بشری بسی فراتر است .
آهوی یاهو را بر سگ ِ تعلیم دیده زدن یعنی ذکر "یاهو" را چنان در دل؛ زیبا و مستحکم کن که سگ
نفس، شیفته اش گردد و تنها به دنبال همان صید بدود .بیت بعد اشاره است به ابوبکر یارغار پیامبر.
جان هایی که تو را منکرند به دوزخ روانه ساز و اگر می خواهی عیسی دمی دوباره به جهان باز آید
خودت از گلشن غیب نسیمی بر زهدان مریم مقدس روان ساز .[ ــ به اعتقاد مولانا پیامبران و اولیاء
پیش از خلقت تن، روحشان نزد خداست و بر هر بدنی که او بخواهد وارد می شوند.]
هم کاسه و هم یاسه یعنی با یکدیگر همدل و همراه شدن و از یک منبع غذای روحانی خوردن .
توضیح آن که در خانقاه ها و میان جمعیت های جوانمرد خوردن از یکدیگ بر سفره رسم بود . دور هم
می نشستند و دست در یک کاسه کرده و لقمه بر می داشتند و رسم روامداری و ادب و همدلی به جا
می آوردند . کُحل انالله یعنی سرمۀ انی الله .اشاره دارد به آتشی که در کوه طور بر موسی نمایان شد
وگفت من خدایم . در قدیم می گفتند سرمه کشیدن بینایی را قوی می کند .منظور بیت این که تو خود،
بصیرتی موسی وار به مردم جهان عطا بفرما که این همه در طلب تو راه خطا نروند. تو را به عینه شهود
کنند همچون دیدن موسی که آتش صفات خداوندی را بر تن درختی در کوه طور دید.
و اینک گزیده ای از ابیات غزل سنایی که مورد استقبال مولانا قرار گرفته است :
ای یار مقامر دل پیش آی و دمی کم زن
زخمی که زنی بر ما مردانه و محکم زن
در پاکی و بیباکی جانا چو سرانداران
چون کم زدی اندر دم آن کمزده را کم زن
ار تخت نهی ما را در صف ملایک نه
ور دار زنی ما را بر گنبد اعظم زن
هر طعمه که آن خوشتر مر بیخبران را ده
هر طعنه که آن سختر بر تارک محرم زن
در مجلس مستوران وندر صف رنجوران
هم جام چو رستم کش هم تیغ چو رستم زن
یاران موافق را شربت ده و پرپر ده
پیران منافق را ضربت زن و دم دم زن
نازی که کنی اینجا با عاشق محرم کن
لافی که زنی باری با شاهد محرم زن
گر باده دهی ما را بر تارک کیوان ده
ور رای زنی ما را در قعر جهنم زن
خواهی که سنایی را سرمست به دست آری
خاشاک بر اَشهَب نه، تازانه بر ادهم زن*
* اشهب ، اسب سفید با خال های سیاه و ادهم ، اسب سیاه .منظور نور و ظلمت شب و روز است .
این وبلاگ نگاهی به عرفان و تصوف دارد و اغلب به گفتمان در باره افکار و اندیشه های مولانا می پردازد. دیدار معنوی مثنوی یعنی شهود درونی آن . آثار مولانا را می بایست در خلوت عرقریزان روح با